X
تبلیغات
امام حسن مجتبي (ع):هيچ روز و سرنوشتي مانند روز و سرنوشت تو نمي باشد اي ابا عبدالله لا يوم کيومک يا ابا عبدالله YAHoO - الله و اکبر از ستون حنانه این پست خواندنیست (یاهو)
 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله بعد از نماز بر یکی از ستونهای مسجد تکیه میداد و مردم را موضعه می فرمود: و چند سال به همین منوال گذشت تا اینکه روزی یکی از زنان صحابه به آن حضرت عرض کرد : پسرم نجار است ، اجازه بفرمایید منبری بسازد تا همه صحابه از جمال شما بهره گیرند . حضرت اجازه دادند و او منبری برای پیامبر ساخت که سه پله داشت .

وقتی پیامبر بالای آن منبر رفتند و بر عرشه منبر قرار گرفتند آن ستونی که پیامبر به آن تکیه میدادند مانند بچه شتری که بچه خود را گم کرده باشه به ناله در آمد. به همین خاطر آن ستون به "ستون حنانه" معروف شد

ابن بَریده می گوید: وقتی پیامبر اکرم ناله ستون را شنید برگشت و آن را نوازش نمود و پاداش او را به سرسبزی دائم در این جهان یا در بهشت که اولیاءالله از ثمره ی آن بهره برند پیشنهاد نمود که ستون حنانه دومین پیشنهاد را اختیار کرد . هنگام تعمیر مسجد پیامبر امر فرمودند که آن ستون را بین منبر و محراب دفن کنند. اکنون ستونی را که در جای آن ستون است "استوانة الحنانة" می نامند. که زائران حرم مطهر پیامبر اکرم در پای آن به نماز و عبادت الهی می پردازند .

 

استن حنانه از هجر رسول                                ناله میزد همچو ارباب عقول

گفت پيغمبر چه خواهى اى ستون               گفت جانم از فراقت گشت خون

مسندت من بودم از من تاختى                       بر سر منبر تو مسند ساختى

گفت خواهى كه ترا نخلى كنند                      شرقى و غربى ز تو ميوه چنند

يا در آن عالم حقت سروى كند                       تا تر و تازه بمانى تا ابد

گفت آن خواهم كه دايم شد بقاش                   بشنو اى غافل كم از چوبى مباش

آن ستون را دفن كرد اندر زمين                        تا چو مردم حشر گردد يوم دين

و شاید هم  خواجه شیراز با اشاره به همین قضیه می گوید:

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران         کز سنگ هم ناله خیزد روز وداع یاران

ماجرای ستون حنانه

+ نوشته شده توسط س.س در پنجشنبه هفدهم دی 1388 و ساعت 22:21 |