تبليغاتX
یاهـــــــــــــــــــو - لطیفه
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به وبلاگ گيم نت ياهــــــــــــــــو خوش آمديد .

لينك دوستان
?زيباترين قالبهاي وبلاگ? گنبد طلایی امام رضا
بیاد مهراوه
راه حل نجات بشر
عاشقان خلیج فارس
بزرگترین سایت تفریحی دانشگاه خلیج فارس بوشهر
دانشگاه خلیج فارس بوشهر به زبان تصویر
فتوشاپ 8
گیم نت صبا
کافی نت ماکسیم تبریز
وبگردی بدون سانسور
حرف های خلوت من و خدا
باحال
زلزله شیراز
تبادل لینک بنر تبلیغات
من دنیا را تغییر می دهم
یش بینی مسابقات فوتبال GL90 با جایزه نقد
کافی نت آنلاین
شهرراز
تا جمعه ظهور
دانلودکلیپ برنامه تم آهنگ و ترفند موبایل
آثار و بركات صلوات ►►
ناد علیا مظهــــــر العجایب
علمی و کامپیوتر
دنیای فوتبال
سرباز اسلام
شیعه اثنی عشری
بگرد و حال کن
قرآن
کی لاگر هک تروجان- کیلاگر- نرم افزارمهندسی-سرگرمی
قالب وبلاگ
دانشگاه خلیج فارس بوشهر
زندگی هر کس بازتاب اندیشه های اوست
یه وبلاگ پر از چیزای جور واجور
فلفلک
دنبال خدايى!؟بيا توو

فارسي موبايل
::ساخت لوگو،بنــرو تيتر::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: یاهـــــــــــــــــــو - لطیفه در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
لطیفه

 

مرده می ره در مغازشو باز می کنم می گه بسم الله الرحمان رحیم می بینه دزد همه چیرو برده می گه صدق الله و علی عظیم

به یارو ميگن چرا مشکي پوشيدي ؟ ميگه بابام مرده ميگن حالا چرا پاره پوره ؟؟؟ ميگه خدا بيامرز نميزاشت خاکش کنيم !!!

یه دهاتی عروس شهری می گیره ، تو عروسی شهری ها می گن: سبدسبد گل یاس،عروس ما چه زیباست دهاتی ها برای اینکه کم نیارن میگن: گونی گونی پشگل،عباسعلی خوشگل

عروس وارد یك مجلس می شه،
مادرشوهر می گه: صلی علی محمد ... دشمن جونم اومد.
عروس می گه: عقرب زیر قالی ... خواستی پسر نیاری!

الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول،

 ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر

 و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه

 و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا...

آنهم از آن سرويس خوشگلها ... و از اين جور مشکلها

 

دعاي قبل از طلاق :

 يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش 

 ميسپارم به ننش از دست اخلاق بدش


شخصی از تاکسي پياده ميشه درو محکم ميبنده

 ميگه پدر سگ خودتي ...

 راننده ميگه من که جيزي نگفتم ! یارو ميگه بعدا که ميگي

  

  مرد به سرعت به خانه آمد و فرياد زد

عزيزم ساکتو ببند

من همين الان ?? ميليون دلار برنده شدم 

 زن :ساکها رو براي ساحل ببندم يا کوه

 مرد : مهم نيست  فقط ساکتو ببند

و از جلو چشام دور شو


آرزوي 4 حيوان:
جوجه تيغي:نازش كنن
 پاندا:عكس رنگي ازش بگيرن!
گوسفند:جلوي وانت بشينه
خر:نمي گم که داغ دلت تازه بشه!!

يه بار 2تا ضايع با هم ازدواج ميکنن بچشون ميشه تابلو

 

غضنفر تلويزيون ميخره كنترلشو پس مياره

 به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود

 ما حروم خور نیستیم

 

یه قورباغه با يه اردک ازدواج ميکنه

اگه گفتي بچّه شون چي ميشه ؟

بچّه دار نميشن ، واسشون دعا کن ،

 زندگيشون داره از هم مي پاشه.

 

غضنفر زنش فوت ميکنه ميره خواهر زنشو ميگيره .ميگن چرا؟

ميگه :به خاطر صرفه جويي در مادر زن

 

گربه دستش به گوشت نمي رسه يه کمي ميره جلو تر

 

لطفا اول به آتش نشاني زنگ بزن

 و بعدشم خودتو به پليس معرفي کن

 آخه دلمو بد جوري سوزوندي

 

مي دوني خرگوش بعداز دو ماهگي كجا مي ره ؟

.

.

.

 تو سه ماهگي

 

يه روزغضنفر رو بردند داد گاه قاضي بهش گفت:

اگه حرف نزني پدرتو در مي آورم

متهم گفت بزرگواري ميکنين قربان

 پدرم سالهاست تو زندانه..!؟

غضنفر در خونش رو رنگ مي کنه بچه هاش گم ميشن

 Cowboy

 

 دونفردعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري.

 افسرنگهبان از اولیه ميپرسه: اسمت چيه؟

يارو با بيخيالي ميگه: فِري.

 افسره حسابي چپ و راستش ميكنه،

 ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست

خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟

 طرف كه حساب دستش اومده بوده

 ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده

 به دومی ميگه اسم توچيه؟!

یارو اسمش قلي بوده،

 يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون

 

به یارو گفتند: بابات به رحمت ايزدي پيوست!

گفت: رحمت ايزدي ديگه کيه؟!......

 گفتند نه. منظورمون اينه که به ديار باقي شتافت......

 گفت: منظورتون را نمي فهمم!!!.....

 گفتند: يعني اينکه دار فاني را وداع گفت......

 گفت:بازم نفهميدم!.......

 گفتند:اي بابا...بابات رخت از اين دنيا بربست.......

بازم نفهميد!......

 آخر سر عصباني شدند و گفتند :

 ابله...باباي خرت! مرد.......

 گفت: خر ما که بابا نداشت

 Kitty

به يارو ميگن ننت چه جوري مرد؟ ميگه تابستون بود

 روپشت بوم خوابیده بود قل خورد افتاد رو کولر ،

 کولر شکست بعد افتاد رو گلدون ،

 گلدون شکست بعد افتاد رو ايوون

 ،ايوون خراب شد ديديم داره خونه خرابمون ميکنه

 ! با تفنگ رو هوا زديمش

 

پسره ميره خاستگاري باباي دختره ميگه مهريه دخترم

 صد بشكه بنزينه

 باباي پسره ميگه پسرم پاشو بريم يه دختر گازسوز پيدا كنيم

 

يارو گاوداري داشته، مامور بهداشت مياد ميگه

به گاوات غذا چي ميدي؟

 یارو ميگه آت و آشغال! مامور کلي جريمش مي کنه

. سال بعد مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟

 یارو ميگه جوجه کباب، چلوکباب، پيتزا!

يارو دوباره کلي جريمش مي کنه

 سال بعد بازم مياد ميگه چي ميدي به گاوات؟

 اين دفعه یارو ميگه والا اول صبح نفري هزار تومن

 بهشون ميدم برن هر چي دوست دارن بگيرن بخورن

 

 

یه کار برات پیدا کردم تو مرغ داریه
کار سختی نیست فقط وقتی مرغ ها رو
سر می برن تو جوجه ها رو دلداری میدی!!!


 

روز قيامت ميشه، يارو رو به خاطر كارهاي
خوبي كه كرده بوده،مي‌اندازنش توي بهشت 
طرف همينجور كه داشته توي بهشت قدم
مي‌زده، مي‌رسه به يه تپه خيلي سرسبز،
با حسرت آهي مي‌كشه و ميگه:
كاشكي گوسفندامو آورده بودم!

 

یکی به رفیقش می گه :

 شنیدم تو ظرف شستن به زنت

کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه

اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه

 

شخصی بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع

و توي پلاستيک مي کرده 

بين شهدا يه زخمي بوده که به زحمت ميگه

من زخمي هستم

 شهيد نشدم یارو ميگه بيا برو توي پلاستيک

 شهيد شدي بدبخت داغي نميفهمي

 

غضنفر با خودكار ميره حموم

 ميگن خودكارو كجا مي بري

ميگه هر جامو مي شورم علامت ميزنم

 

به غضنفر ميگن از چه گلي خوشت مياد؟

ميگه اقاقياوميگن خوب همين رو بنويس:ميگه غلط كردم بابا رز

 

يه روزي يه خيار با يه خيار شوره توي خيابون داشتن مي رفتند

 يه نفر از خياره می پرسه اين كيه كه همراهته؟

 خياره می گه:اين خواهره ترشيده ي منه

 

عبد سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه 

 درو محكم ميبنده ...راننده ميگه : الاغ بي شعور ...

 يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه 

 باز در و محكم مي بنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ...

 خلاصه نوبت به عبد ميرسه و عبد  با دقت در و آهسته مي بنده

مي بينه راننده داره نگاش مي كنه

به راننده مي گه :چيه ... الاغ باشعور نديدي!!!!

 

به نیوتون مي گن چرا سيب از درخت افتاد تعجب كردي.آخه
من زير درخت گلابي بودم

 

[+] نوشته شده توسط در 17:11 >| |

:: مطالب پيشين